درد و رنج و مظاهر آن در شعر احمدشاملو و بدرشاکرسیاب

درد و رنج و مظاهر آن در شعر احمدشاملو و بدرشاکرسیاب

 حسین صدقی[۱]

دلارام صبح­خیز[۲]

حبیبه خوش­نفس[۳]

 

[۱] استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهیدمدنی آذربایجان

[۲] دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید مدنی

[۳] دانش­آموخته زبان و ادبیات عربی، دانشگاه علامه طباطبایی تهرانkhoshnafs14@gmail.com

چکیده

از جمله مفاهیم اساسی در اشعار احمد شاملو، درد و رنج هایی است که با زندگی انسان عجین گشته است. شاملو، از بزرگترین شاعران دهه‌های اخیر، در کنار مضامین عاشقانه و اجتماعی و سیاسی، اشعارش را مزین به مفهوم سوزنده، گدازنده و سازنده ی درد و رنج کرده است، و عمق معنا رسانی در نزد شاعر دلالت بر تأثر ذهنی و روحی او از این خمیر مایه اساسی زندگی بشری دارد. از طرفی دیگر بدر شاکر سیاب، شاعر عراقی از جمله شاعرانی است که نگاهی بدبینانه نسبت به زندگی و وضعیت موجود دارد و روحیه یأس و ناامیدی بر شعر او غالب است، او در بیان نابسامانی­های جامعه یدی طویل دارد و شعر او آکنده از مفهوم درد و رنج است. بدر شاکر نسبت به زندگی و وضعیت نابسامان جامعه خویش که در گرداب عقب‌ماندگی، جهل و استبداد غرق بوده به‌شدت بدبین است و این امر شعر وی را به‌سوی بیان واقعیت­های تلخ آن روز جامعه خود می­کشاند. در این مقاله هدف آن است که شعر احمد شاملو و مفهوم درد و رنج در شعر وی با همین مفهوم در شعر بدرشاکر السیاب مطابقت داده شود و زیبایی­های شعر هر دو شاعر نمایانده شود.

واژگان کلیدی: فقر، مصائب، اجتماع، شاملو، بدرشاکر.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *